حسين قرچانلو

316

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

و آب از زير سه تاى آنها جارى است . و نيز قوسهايى ( كمانهايى ) روى قوسهاى ديگر قرار دارد ، و قوسهاى بعدى بالاى آن است و از روى قوسهاى دومى عبور و مرور مىكنند و به بيابان . . . مىروند و بقيه قوسها در جهت ( يا سمت ) شهر قرار دارد كه دو تا دو تا در كنار هم قرار دارند و ميان هر دو قوس پايه‌هايى است كه زيادى آب سيل را مىشكند يا دفع مىكند ، و بر گرداگرد يا در اطراف پايه‌ها ستونهاى كوچكى است كه هنگام زياد شدن آب به وقت جارى شدن سيل ، آن پايه‌ها آب سيل را از گشادگى زير قوسها عبور مىدهد و اين پل از شگفت‌ترين بناهايى است كه ديده‌ام . « 1 » ياقوت مىنويسد : قسنطينه را كه شهر و قلعه‌اى است ، قسنطينة الهواء خوانند . قلعهء آن بزرگ و بسيار محكم و بلند است ؛ به طورى كه پرنده به بالاى آن نمىرسد ، مگر كوشش كند . قسنطينه در مجاورت مغرب است و راه ورود به آن تا رسيدن به زمين هموار اطراف شهر ، از تلها و پستى و بلنديها مىگذرد . گرداگرد قسنطينه كشتزارهاى بسيار است كه اعراب به آنجا آمده و سكنا گزيده‌اند . از آنجا قلعهء بنى حماد كه به سمت جنوب آن در كوههاست ديده مىشود و زمينهاى اطراف آن برهنه‌اند ، ياقوت بقيه اوصاف قسنطينه را از بكرى نقل كرده است . « 2 » در 626 ق / 1228 - 1229 م چون امير ابو زكريا يحيى ، امير موحدين ، در تونس به استقلال رسيد ، به قسنطينه رفت و چند روز شهر را در محاصره گرفت تا اينكه ابن علناس با او به گفتگو پرداخت و ورود به شهر را براى او آسان كرد . وى پس از ورود به قسنطينه ، والى آن ، ابو عبد الله الخرصانى بن يوسف العشرى را اسير و شخصى را به نام ابن نعمان به فرمانروايى شهر منصوب كرد . « 3 » ولى ، اندكى بعد در 633 ق / 1235 - 1236 م پسر خود ، ابو يحيى زكريا را به مرز بجايه كه مركز مملكت بنى حماد بود فرستاد و امارت الجزاير و قسنطينه و بونه و زاب را به او داد . « 4 » ابن خلدون مىافزايد : سلطان ابو زكريا در جمادى الآخر سال 647 / 1249 - 1250 م پس از 22 سال فرمانروايى ، مرد . او را در مسجد جامع بونه دفن كردند ؛ ولى در 666 ق / 1258 م مسيحيان جسد او را از آنجا

--> ( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 265 - 266 . ( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 349 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 306 . ( 4 ) . همان ؛ ج 5 ، ص 319 .